Beyond the Boundries

منسوخ شدم در خیال خام خستگی ها

با سکوتی رو به فریادی با شکوه

 ولی فردا ..

بدون دغدغه به آیینه نگاه می کنم،

و با انگشتانی که هر روز

با اردیبهشت سبز می شوند

کتاب آفتاب را ورق می زنم.

در دوردستها

درختان قد خواهند کشید

تا آبی ها و تا سفیدها

و بی شک...

باد بدون مزاحمت

از لابه لای شاخه هایشان خواهد گذشت.

دست خودم نیست...

بی تابی قلمم حتی بدون من

می خواهد داستان قاصدکها را

جاودانه سازد.

اینبار لطفا اجازه بده..

سرنوشت ماه و آب و ستاره را

به بازی واژه ها دچار کنم....

/ 3 نظر / 28 بازدید
samanta

besiar zibs

samira

[گل]

yalda

ziba bud